الان نود و سه درجه ی فارنهایته و نمیشه خوابید. تمام دورمون رو نمیتونستیم ببینیم. شب شده بودیم لای درختا احتمالا چند تا حیوون هم داشتن نگاهمون می کردن. ازش پرسیده بودم اون تیکه از ابرا رو چه رنگی ...