این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «جدایی» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
من در خانه ی استوخدوس فهمیدم مغز استخوانم کجاست. فهمیدم خودم کجا هستم و که هستم. حالا خودم را با نام خودم می شناسم. به خودم می گویم تو سارایی.
شاید اگر سوپ مرغ را توی مخلوط کنی که تو برایم خریده بودی صاف نکرده بودم حالا خورده بودمش و اینجوری شکل کینه ای به دل یخچال را به خودش نمی گرفت.
چقدر شکست را بلدم بپذیرم. سی ساله هستم با مغزی سر ریز از تصورات. تصوراتی از خانواده، هنر، جهان بهتر، مفاهیمی فلسفی و چه و چه و چه. سی ساله هستم و مرا کسی ترک گفته. می تونی تصور کنی در شهری باشی غریب. یک تازه وارد تازه های جدیدی به زندگیت اضافه کند.
فردا آخرین روز تدریس طراحی من در دانشگاهی در ایالت کنتیکت است. و آغاز کلاس های جدیدم به اسم: تئوری رنگ.
زیر آسمان دور دست
به فراموشیات سپردم
آنجا كه زنبقها
بیهوده میرویند
آنجا كه تفنگها
خالی از خشمند
آنجا كه شعرها
بیشاعرند
و آسمان دوردست
به قامت بام خانهها و
كلاه پاسبانهاست
و پیشانی مرا
به فراموشی سپرده است..
محمود درویش
برچسب:
نویسنده: سام صادقی