خرید بک لینک
می خوام برم. بهش می گم برام صبر کن میام ، ایندفعه قرار من یکیو منتظر بذارم و این واقعا عجیبه. مدام شک دارم. الان می گه الان می گه که یه دختریو دیده و میشه ؟ و من بگم خب برو برو کلا. آدم یا یکیو کاملا دوست داره یا نداره دیگه امشب و فردا شب نداره خودم نمیتونم، بقیه هم گه می خورن بتونن. منتظرم بگه اون شب بود سارا که جواب نمیدادم و سین نمی کردم اومم چیزه چت بودم و ... اما لامصب نمی گه فقط می گه تو بیا هر جوری خواستی باش. و این امکان نداره! این امکان نداره . نه اینکه من دوست داشتنی نباشم و اینا نه اصلا! ها ها معلومه من خواستنیمو از خدای هر کسی باشه که منو تو زندگیش داشته باشه والا ! تعجبم از این همه مرد بودنه. بگه وایسادم تو هم مرد باش زبان کوفتیتو بخون من حاضرم . زنده باشه. از لحظه لحظه بخواد. راست بگه. الان یه چیز نگه واسه فرداش، واسه فردامون، ای بابا همه منتظر منن.

اون خودش می نویسه.خوب هم می نویسه. میتونی بخندی. نه لبخند. با صدای بلند می تونی بخندی و همیشه جملش تو ذهنت بمونه. و من فکر کنم فتیش مرد های نویسنده یا دارای طبع نویسندگی؟؟ دارم. آخه یکی که بنویسه یه اشراف دیگه ای انگار به خودش داره. به خاطر کلمه ها خودشو بلد شده دیگه به هر حال و می تونه با تو با تو باشه نه اینکه تازه یادش بیفته عه! من باید حسابدار میشدم و یه همچین چرت و پرتایی. ازم خواست اینجارو بخونه گفتم ببین فکرشم نکن و گفت وقت پریود می نویسم و خوب فکر کردم دیدم آره ها ... این آخرا وبلاگم مال یه دختر چهارده ساله ی زرت و زرت عاشق بشو شده. بعد دیدم توی عکسای اینستاگرامم اگه دم مرگ هم باشم دلقک هستم و نوشته هام انگار فقط باید زاری باشن به حال کی نمی دونم... بعد اونوقت یه بار از تئاتریا ایراد گرفتم که تا کی همش دارین تو متناتون قهر می کنین می کشینو می خوایین برین یه جایی گم شین و فی المجموع پریود کبری هستین؟؟ احتمالا فرافکنی بوده.

اون نمیدونه زجر کشیدن یعنی چی واسه همین راحت می تونه بگه کنار بیا یا تموم میشه یا فلان... این منو می ترسونه. کهولتم بیشتراز اونه سنم کمتر.

دفعه ی دیگه بهتره از یه چیزی دیگه ای بنویسم نمیدونم چرا اینجوری شده.

برچسب: یکی از همین شبایی که شب تقدیره,یکی از همین شبا که شب تقدیره, نویسنده: سام صادقی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 10:46

صفحه بندی