خرید بک لینک

کار دنیا که بر عکسه. نیست؟ شما به یکی برو بگو پفیوز، طرف انقدر ازت میترسه که یاهات طرح رفاقت صمیمی میریزه. اگر ادامه بدم می شه چس ناله. تو این چند وقت بیخبری نمیدونم به چه درد روحی روانی فکری مغزی بدنی جسمی دچار شده بودم که هیچی ازم نبود. نه صدایی نه خنده ای نه طرحی. میشه گفت خمیازه و خمیاز و خمیازه. توی پیچ و خم دادگستری بهتر بود گم شم. تمام آرامشی که از خوبی جلسات رواندرمانی نصیبم شده بود بعد از اتمام نمایشگاه دور و شد و اون سگ سیاه افسردگیم که کوچیک شده بود و من از زاویه ی بالا به حقیر بودنش پوزخند میزدم حالا روی سینم نشسته بود و صورتم رو میلیسید.

من بسیار فراری شدم. از حجم معاشرت هایی که در ده روز انجام دادم. از خودم که دنبال نقص و عیب بود و تا بتونه تحلیل کنه و بگه: منم منم منم. و خب کم نبود پریشانی حال جهان و اطرافیان. حالا خیلی اروم آروم با قلمو نوک میزنم به بوم تا ببینم چی پیش میاد . علف بیرون میاد یا یه دهنی که قورت بده. چس ناله نبود مثلا : )

دوست عزیزی هست که می گه چرا به من آدرس ندادی بیام نمایشگاهت : شما بره من آدرس گذاشتی مگه که بیام در خونت بگم بیا؟ من به کجا می گفتم هان ؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 13:1 توسط سارا |

برچسب: نویسنده: سام صادقی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 16:26

صفحه بندی