مبارزه - تاریخ: 1396/12/26 ساعت: 11:02
سلام سلامتی بیار
چه خوب بود! - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 5:44
دیشب افتتاحیه بود. کسی اومد؟
جدا جدا - تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 10:30
ماجراازسرچيزايريزشروعميشه . ازما&#1588
همون موقعي كه فكر ميكني ميدوني در جهالت كاملي - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 12:33
بهش گفتم وارد شدنم به آب تست دماست با نوك شست و شيرجه و تا كم عمق زير آبي رفتن . اون واسه تاكييد روي اشتراكات گفت منم همينم، اما ، اما خب ميشه رفت تو كم عمق پله پله و زيرآبي از پر عمق بيرون اومد . چيزي نداشتم بگم . تحسين ديالوگات منو خفه كرد. خب معلومه فشار شيرجه تورو راحت ميچسبونه به كف استخر ! + ن...
آيا آيا آيا آيا - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 12:33
خب. در حال حاضر كاري ازم برنمياد جز اينكه اعتقاداتمو تغيير بدم و فكر كنم يه خدايي هست . برم امام زاده صالح و انعام ختم كنم. شايد مريضي از بدنم رفت . شايد اون بياد . شايد من برم . بي رحمي كلمه نيست . مكنده است ! بعضي مواقع مي گم كاش اينجوري نبودم . همينجوري كه فكر كني جدا باشي . شوهر مي كردم. شوهر پو...
آيا آيا آيا آيا - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:48
خب. در حال حاضر كاري ازم برنمياد جز اينكه اعتقاداتمو تغيير بدم و فكر كنم يه خدايي هست . برم امام زاده صالح و انعام ختم كنم. شايد مريضي از بدنم رفت . شايد اون بياد . شايد من برم . بي رحمي كلمه نيست . مكنده است ! بعضي مواقع مي گم كاش اينجوري نبودم . همينجوري كه فكر كني جدا باشي . شوهر مي كردم. شوهر پو...
خوشحالم - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:19
خوشحالم شما وقتي نه رو از سرهنگ ايراني دو رگه ي سفارت آمريكا ميشنوين اونهم وقتي با اعتماد به نفس از ايران خارج شدين و در دستتون مراتب زيادي از غروره، صورتتون ذوب ميشه و لاي دست و پاي بقيه ي متقاضيا ميريزه. من خوشحالم كه نرفتم چون اينجا مردم تنهان. من خوشحالم كه نرفتم چون هنر در كشورم بسيار مظلومه و ...
همون موقعي كه فكر ميكني ميدوني در جهالت كاملي - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:19
بهش گفتم وارد شدنم به آب تست دماست با نوك شست و شيرجه و تا كم عمق زير آبي رفتن . اون واسه تاكييد روي اشتراكات گفت منم همينم، اما ، اما خب ميشه رفت تو كم عمق پله پله و زيرآبي از پر عمق بيرون اومد . چيزي نداشتم بگم . تحسين ديالوگات منو خفه كرد. خب معلومه فشار شيرجه تورو راحت ميچسبونه به كف استخر ! + ن...
طی کردن یک روزم مثل بقیه ی روزا - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 4:16
از خواب بلند میشم با یه جسد روان نژند مو فرفری در آشپزخانه که معمولا لخ لخ می کند و قیافه ی نزاری دارد مواجه میشوم. اسم او فاطی کلفت نیست اسم او مادر است. توجه کنید به هیچ عنوان عنواینی که جامعه و عرف و کوفت به من الحاق کرده اند اندازه ی پشم هم برای من ارزش ندارد. پس از کمی لاتی گری و غرولند کردن به
اگر درد رو بشناسی دیگه ازش لذت نمیبری. - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 4:16
اگر درد رو بشناسی دیگه ازش لذت نمبری. اگر درد رو بشناسی دیگه ازش لذت نمیبری! اگر درد رو بشناسی دیگه ازش لذت نمیبری؟ اگر... در جایی ایستادم که هرچه خواستم نشده. عشق، تحصیل ، جدایی، خانواده، هنر ... . بدنم هزار کیلو شده ، مغزم لانه ی مگس ها. اما این وسط کلمه ای هست که پناهگاه جسم خسته ی تو میشود( تغ
بر بساطی که بساطی نیست. - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:26
بر بساطی که بساطی نیست. دیشب از دانشگاه شیکاگو اونی که سالی ده تا فقط قبول می کنه قبولی گرفتم. آدم میشه یه بطری خالی وقتی میبینه فقط دوست داره جمع کنه بره بدون حس تعلق و وابستگی. بعد اینستامو وا کردم. دیدم یه سگ آبی بچشو بغل کرده. زدم زیر گریه. مثل وقتی که پشت ماشین سوگول نشسته بودم و علی عظیمی می خ...
در این سال جدید - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:26
در این سال جدید خیلی گرسنمه و خیلی چاق شدم. می خوام برم آب بخورم تا سیر شم. بابا خیلی مهربون شده. هی تعریفمو می کنه هی بابا جون بابا جون می کنه. من خودم یه حس باحالی دارم. حس قدرت که به هر چی میرسم سر و سامونش میدم حالا دیگه مهم نیست جز جیگرم در میاد ولی سرو سامونش میدم. دیدم نیل آرمسترانگ نوشته در
بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب | من شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:26
من عاشق زندگی کردنم. می خوام براتون بگم من خیلی حال می کنم ساعت ها تو گل فروشی بگردم و گل پیدا کنم و کنار هم قرارشون بدم و به آقاهه بگم اونی که من می گم قشنگه و لطفا این کاغذای زشتتو به من پیشنهاد نده و همه چیز سادش قشنگه. شده بگم برو کنار و خودم شروع کنم گل پیچیدن .یا یه جایی پیدا کنم آفتاب خورش عا
سلام سلام سلام سلام - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:26
نمایشگاه شد : افتتاحیه: ۲۵ ام فروردین در گالری دلگشا D:
کی میدونه ؟ - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:26
که این شبا و روزایی که به من می گذره چه شکلیه؟ آدما میدوون که وابسته نباشن و نمیدونن بزرگ شدن بدون دلبستگی چقدر بادوم تلخه. من هر روزم داره با یه داستان شروع میشه و اگر تمومش نکنم خوابم نمیبره. تنهایی تنهایی تنهایی + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۶ساعت 0:21 توسط سارا |
وِل كردن طيفي از صورتي و سورمه اي دارد . - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:26
در سيزده سالگي اينجا رو با شعر هاي سيزده سالگي باز كردم . الان بيست و سه سالمه . ديگه شعر نمي گم ولي تو نت موبايلم هميشه دارم مينويسم و گاهي اينجا ميذارمش . سال نود و چهار ليسانس نقاشي گرفتم و در يكسال بعد در سه نمايشگاه گروهي و انفرادي شركت كردم . از همون ده سال پيش وقتي شبا با لپ نوچ از گريه مي خو
خواب دیدم - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:26
نمی گم خوابم چی بود. من رفتنی نیستم. اما فکر می کنم میرم. من را بیاوران ( براهنی ) خودم را میبرانم. + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 2:15 توسط سارا |
سلام! - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:26
کار دنیا که بر عکسه. نیست؟ شما به یکی برو بگو پفیوز، طرف انقدر ازت میترسه که یاهات طرح رفاقت صمیمی میریزه. اگر ادامه بدم می شه چس ناله. تو این چند وقت بیخبری نمیدونم به چه درد روحی روانی فکری مغزی بدنی جسمی دچار شده بودم که هیچی ازم نبود. نه صدایی نه خنده ای نه طرحی. میشه گفت خمیازه و خمیاز و خمیا
ما همه چنگیم و دل ما چو تار - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 6:44
سلام. اون آدم مهربونی بود. خیلی تلاش می کرد. پله های ترقی رو پشت سر هم خیلی تند داشت یکی پس از دیگری پشت سر میذاشت. خب یعنی همیشه تو عجله بود و نمیتونست برای لحظه ای کنار یکی وایسه و بو بکشه یا ببینه و این ماجرا اون رو به یه آدم همیشه دلتنگ تبدیل کرده بود. یعنی اگر داشت با امین چایی می خورد دلش برای...
دم دماي صبح - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 6:44
كمتر كسي حسي كه من الان تجربه كردم را از سر گذرانده است. همانطور كه من به جاي آنها نخنديدم و گريه نكردم و نبوسيدم. اين زندگي از پيش تعيين نشده است .

برچسب‌های مرتبط

ما همه چنگیم و دل ما چو تار | دم دمای صبح | o fi bine | o fi rau | o fi naija le | o fi fost | o fi bine corect | دیگه چه خبر؟ | دیگه چه خبر | دیگه چه خبر عزیزم